الشيخ الطوسي ( مترجم : عبد الحسين مشكوة الدينى )
مقدمهء مترجم 14
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى )
كار كند . و چون خداوند خودش را مسؤول و متعهد مىنگرد ، و ملتزم به آن است ، كه در محدودهء خاصى كار انجام بدهد ، و از آن محدوده بيرون نرود ، پس موجودى به مانند خود ، مسؤول و متعهد آفريد ، كه او هم بدون دريافت امر و نهى از كسى ، خود را مسؤول و متعهد بيابد ، و رفتار و كردار خود را ، از محدودهء خاصى بيرون نبرد ، و آن موجود مخلوق متعهد همين انسان است . پس آنچه مسلم است ، اينست كه انسان در ذات و درون خويش ، خودش را مجاز به خودكامگى و دلخواه كار كردن نمىبيند ، بلكه خود را متعهد و ملتزم مىداند ، كه كارهائى را بكند و از كارهائى دست باز دارد ، و خوددارى كند ؛ هر چند نياز شديد به آن داشته باشد و لذت ببرد . تعهدات ذاتى و فطرى انسان بر دو گونه است : تعهدات نظرى و دانستنى ، و تعهدات عملى و انجام دادنى ؛ زيرا به قول شيخ طوسى هركسى اگرچه به هيچ دينى پابند نباشد ، پيش خود به عقل آگاه است ، كه بايد كارهائى را انجام بدهد ، و از كارهاى ديگرى بايد دست باز دارد ، اما راه انجام دادن آن تعهدات ذاتى و تكاليف فطرى را نمىداند ، پس انسان از اين تعهد عملى به تعهد نظرى خود پى مىبرد . زيرا پى مىبرد كه بايد راهى براى از عهده برآمدن آن تكاليف عملى پيدا كند ؛ و راهى كه با تفكر بسيار ، و بيم از آينده بدان پى مىبرد ، اين است ، كه آموزندهاى را بجويد ، تا كسى را بشناسد ، كه او را در انجام دادن آن تكاليف كمك علمى كند . پس بنا به گفتهء شيخ طوسى در اول كتاب ، نخستين وظيفهء انسان انديشيدن است ، براى شناختن كسى كه شايستگى آموزندگى و راهنمائى او را داشته باشد ، و براى شناختن او در آغاز بايد از دقت كردن در طبيعت و علوم طبيعى كمك بگيرد . شيخ علاوه بر صفحات اول كتاب در صفحات 438 تا 442 متذكر مىشود ، كه آنچه را انسان پيش خود ، متذكر مىشود ، كه بايد آنها را بداند تا آموزندهء اصلى را بشناسد ، سه بخش است ، كه در سه مرحله بايد آموخته شود ، و در هريك از دورههاى اول و دوم كوتاهى كند ، براى رسيدن به مرحلهء سوم كه شناختن آموزنده است ، فرصتى را از دست داده است ، و خود را به بيچارگى كشانده است ؛ زيرا با از دست دادن وقت كافى ، در مدت كوتاه ، نمىتواند همهء دانستنىهاى لازم را بدست آورد تا آموزندهء اصلى را كه جز او كسى درد اين گونه نادانى را دوا نمىكند بشناسد ، و چيزهائى كه مورد نياز اصلى او است فرا گيرد . شيخ در صفحهء 437 متذكر گرديده ، كه اگر كسى زمانهائى را كه بايد در